هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
[ جمعه 13 آبان1390 ] [ 17:1 ] [ هوادار کوی او ] [ ]

......  خود مردم، خود ما، همه­ی مردم، هم رهبران و هم پیروان در معرض این هستند که دل­بسته­ی چیزهایی شوند که غیر از آن حقیقتی است که باید به آن دل بست. همه چیز غیر خدا موقّت است؛ همه چیز غیر خدا شایستگی دل­بستگی مطلق را ندارد؛ «کِلُّ ما شَغَلَکَ عَن ذِکرِ اللهِ فَهُوَ صَنَمُکَ». هرچیزی تو را از ربّ خودت غافل کند، آن بت توست؛ فرقی نمی­کند زنت باشد؛ بچّه­ات باشد؛ خانه­ات باشد؛ شهرت باشد؛ پستت باشد؛ مقامت باشد؛ آبرویت باشد؛ اعتبارت باشد؛ پول و ثروتت باشد؛ راحتت باشد؛ لذّتت باشد؛ هرچه که تو را غافل می­کند و سر دوراهی تو را دچار تردید می­کند؛ دچار درنگ می­کند که این را انتخاب کنم یا آن را انتخاب کنم؟ یعنی وقتی بین خدا و آن چیز مخیّر شدید و باعث توقّف تو می­شود، این بت توست. و انسان باید بداند که در هیچ چیزی غیر خدا نباید آن­گونه دل ببندد که بتواند او را بین خدا و خودش مردّد بگذارد. این آمادگی کنده شدن و دل کندن از هرچه غیر خداست، آمادگی بسیار مهمّی است؛ ولو غیر خدایی­ها رنگ خدایی داشته باشند؛ امام حسین علیه السلام  که العیاذ بالله دنیاپرست و دنیا طلب نبود؛ اگر به مدینه دل­بسته است به خاطر آن است که پایگاه دین خداست و محلّ دفن رسول­الله صلوات الله علیه و فاطمه­ی زهرا سلام الله علیها است و اگر به فرزندش، به برادرش، به عزیزانش دل بسته است به این دلیل است که اینها چهره­های بزرگ الهی­اند؛ نه به خاطر تعلق فامیلی و نسبی؛ امّا در عین حال اگر سر دوراهی گیر کرد، نشان می­دهد که این مشکل دارد و امام حسین علیه السلام ذرّه­ای درنگ نکرد. در روز عاشورا هرکدام از اصحاب می­آمدند و اجازه­ی میدان بگیرند، حضرت یک خورده معطل­شان می­کرد؛ علی اکبر که آمد و گفت پدر جان آمدم اذن میدان بگیرم، حضرت فرمود: برو، خدا به همراهت؛ ذرّه­ای تردید نکردند. با اینکه یقیناً امام حسین علیه السلام  عشق­شان و علاقه­شان به علی­اکبرعلیه السلام از همه­ی یاران و اصحاب­شان بیشتر بود؛ در این قضیه تردیدی نیست؛ حتّی از اباالفضل­العباس؛ امّا ببینید یک لحظه درنگ نمی­کنند.

 

اینکه ما یاد بگیریم به هیچ چیزی دل نبندیم؛ گفت:

از قدح­های صور کم باش مست                                  تا نباشی بت­تراش و بت­پرست

عشق آن زنده گزین کو باقی است                               کز شراب جان­فزایش ساقی است

این درس بزرگی از درس­هایی است که از این نهضت ابا­عبدالله­الحسین علیه السلام می­شود آموخت؛ مواظب باشیم در هیچ­کس متوقف نشویم؛ در هیچ چیز متوقف نشویم؛ نه بستگان­مان، نه دوستان­مان، نه استادان­مان، نه شاگردان­مان؛ به طور مطلق می­گویم هیچ کس؛ هیچ کس نباید ما را در خودش متوقف کند. نتواند ما را سنگین کند که نتوانیم از آن بگذریم؛ «اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ » اینکه انسان روی زمین سنگین شود؛ اینگونه نشود که نتواند بلند شود؛ برای ترک کردن همه چیز به سوی خدا آماده باشیم. امام حسین علیه السلام  برای خدا از همه­ی عزیزان­شان برای خدا می­گذرند؛ همه را گفت: «تَرَکتَ الخَلق طُرّاً فی هَواک» همه­ی خلق را یک­جا در راه عشق تو ترک کردم «وأيتَمت العَيال لكي أراك»و خانواده­ی خودم را هم در راه دیدار تو یتیم کردم «فلو قطعتني بالحب أربا» اگر در راه عشق خودت ای خدا من را قلم قلم کنی «لما مال الفواد الی سواک» دل من به سوی جز تو پر نخواهد کشید؛ تو تنها معشوق من هستی و هرچه دارم را در راه تو می­دهم. این درس بزرگی است که باید از مکتب عاشورا آموخت.

با آن حرّیت، آن آزادگی و آن شجاعت و دلاوری، میوه­ی همین آمادگیِ گذشتن از همه­ی دل­بستگی­هاست؛ چون آن چیزی که محافظه کاری ایجاد می­کند؛ آن چیزی که انسان را ترسو می­کند، دل­بستگی است؛ تعلق است. آن چیزی که انسان را به ذلّت می­کشاند و انسان تن به ذلّت می­دهد، به خاطر آن تعلق و دل­بستگی است. و استعداد لِلموت، موت یعنی ترک هرچه غیر خداست، آماده بودن برای این، یک ارزش بزرگ است؛ یک درس بزرگ است که باید از مکتب عاشورا آموخت.

بخشی از سخنان استاد مهدی طیب در جلسه اهل ولا


پی نوشت

۱. چرا تنها در ایام عاشوراست که یادی از نهضت حضرت می­کنیم مگر نه اینکه کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا؟!

۲. خدایا تو خود می­دانی ترک تعلق از دنیا کاری است بس دشوار و ما انسان­های خاکی که هر روز بر سنگینی غبار روی تن­مان افزوده می­شود به تنهایی از پسش برنمی­آییم؛ پس خودت از روی جود و کرمت ما را در مسیری قرار ده که پایانش تو باشی و دستمان را به دست اهل بیت علیهم السّلام بده تا ره گم نکنیم و به واسطه­ی آن بزرگواران خاک از خود بتکانیم. باشد که مورد رضایت تو واقع شویم.

و من الله توفیق...

 

 


موضوعات مرتبط: سخنی با امام عصرمان، حدیث، دنیا و آخرت، سخنان استاد مهدی طیب
برچسب‌ها: عاشورا, امام حسین علیه السلام, ترک تعلق از دنیا, هر چیز غیر از خدا, بت
[ سه شنبه 13 آبان1393 ] [ 17:17 ] [ هوادار کوی او ] [ ]

امیدواریم با همین دروسی که از مکتب اباعبدالله ­الحسین علیه السّلام می­ آموزیم به مصداق همان بحثی که بارها شد، که حضرت فرمودند: « ولکم فیَّ أسوة » در وجود منِ اباعبدالله الحسین علیه السّلام یک الگویی است؛ یک اسوه است. تنها کافی نیست بر من بگریید؛ تنها کافی نیست نسبت به من اظهار محبّت و ارادت و عشق کنید. تأسی به من، گام گذاشتن در راه بزرگی که من آغازگر آن بودم، است. این هم وظیفه شماست و به مصداق کلّ یومٍ عاشورا و کلِّ ارضٍ کربلا، به حق امروز عاشورای مکرری است. یزید زمان، امپراطور سفّاک آمریکا با همه سواره و پیاده­ ی سپاهیانش به کربلای عصر آمده و در برابر همه­ی حسینیان صف آراسته است.

آنچه که در طول این جلسات می­گوییم و شاید خلاف توقع بعضی از عزیزان بود که من اینقدر روی جنبه­ های سیاسی و اجتماعی و انقلابی نهضت اباعبدالله تأکید کنم؛ با توجه به اینکه معمولاً مذاق بحث­های کلاس­ها و جلسات ما جنبه­ های عرفانی است، شاید یک مقدار برایشان عجیب بود امّا واقعیّت این است که عرفان اخته، عرفان بزمی، عرفان گریز از مسئولیّت­های اجتماعی، عرفان حسینی نیست. این عرفان اهل بیت علیهم السّلام نیست؛ عرفان مسئولیت گریزی، عرفان سردر زیر لاک فردیّت­های خویش فروبردن و به مکاشفات خویش دلخوش بودن  و از غم محرومان و درد دین و احساس مسئولیت تهی بودن؛ این عرفان مکتب اهل­بیت علیهم السّلام نیست.

عرفان مکتب اهل بیت علیهم السّلام عرفان مبارزه است؛ عرفان آگاهی است؛ عرفان شهامت است؛ عرفان ستیز با ظلم و کفر و بی­ دینی است؛ عرفانی است که زیباترین صحنه های عارفان ه­اش در عرصه­ ی جهادهای امیرالمؤمنین علیه السّلام و اباعبدالله علیه السّلام نمود پیدا کرده است.

تأکیدخاصی که در این جلسات در پرداختن به این ابعاد بحث دارم، همین است که متأسفانه جمع­ های اهل معنا، اهل ولایت، اهل حجت وعرفان ِ دوستان اهل بیت علیهم السّلام دچار یک سری عوارض منفی شده ­اند که بخشی ­اش ناشی از سرماخوردگی­ های عرصه­های اجتماعی و سیاسی جامعه می باشد؛ بخشی­اش هم ناشی از جهالت و ناآگاهی­های ماست. در ذهنمان معنویت و عرفان را منهای احساس تعهد نسبت به جامعه، نسبت به دین، نسبت به محرومان تصوّر کردیم؛ نوعی مسئولیت­گریزی، نوعی بی­ تفاوتی نسبت به جامعه تصور کردیم. امیدواریم همین مکتب حسینی بیدارگر ما باشد تا ببینیم عارف­ ترین و عاشق ­ترین چهره­ ی تاریخ خلقت، انقلابی­ ترین و بیدارترین و مبارزترین چهره هم هست؛ این دو از هم انفکاک ناپذیرند. امیدواریم همین دروسی که این مکتب بزرگ می­ آموزیم ما را برای ایفای نقش یک شیعه­ ی راستین در مقطع زمانی خودمان آماده کند؛ نکند خدایی ناکرده با مشغول کردن خودمان به یک سری مسائل به اصطلاح معنوی و عرفانی راه بی­ تفاوتی نسبت به واقعیّت­های جامعه خودمان و تمامی جوامع اسلامی و حتّی جوامع محرومین و مستضعفین جهان را در پیش بگیریم

 

 بخشی از سخنان استاد مهدی طیب در جلسه ی اهل ولا


موضوعات مرتبط: عرفه تا اربعین، دنیا و آخرت، سخنان استاد مهدی طیب
برچسب‌ها: مکتب اباعبدالله الحسین, ع, سخنان استاد مهدی طیب
[ دوشنبه 17 شهریور1393 ] [ 0:41 ] [ هوادار کوی او ] [ ]

تقریباً یک هفته­ از ماه مبارک رمضان را پشت سر گذاردیم و نمی­دانم دستاورد ما از این یک هفته، ما را راضی می­کند یا خیر؟ به هر حال همان­طور که یک هفته­ی آن به همین سهولت و سرعت طی شد؛ اگر عمری باقی باشد؛ زمانی نخواهد گذشت که خواهیم دید تمام ماه مبارک طی شده است؛ و امیدواریم خدا عنایت کند دست خالی از این ماه بیرون نیاییم. ماه بزرگ الهی است؛ ماه تلاش و کوشش سالکان الی الله است؛ ماه نهایت مجاهدت اولیای الهی است؛ و خدا نکند که ما این لحظات و ساعات گران­بها را که می­شود با آن مراتب بلند کمال را تحصیل کرد و ثواب­های عظیم الهی را بدست آورد؛ با بطالت و تنبلی و بی­عملی بگذرانیم.

 در یکی از ادعیه­یی که برای شب اوّل ماه مبارک رمضان نقل شده و در مفاتیح­الجنان هم آمده؛ از امام جواد علیه­السّلام است؛ یکی از جملات آن دعا که امام جواد علیه­السّلام در آستانه­ی ماه مبارک رمضان از خدای متعال درخواست می­کنند این است: «اَللّهُمَّ اجعَلنا مِمَّن نَوی فَعَمِل»، خدایا ما را از کسانی قرار بده که نیّت کردند و در پی این نیّت دست به کار شدند؛ فقط یک نوع آرزو و میل و رغبت، بدون عمل انسان را به جایی نمی­رساند؛ خدایا ما را از کسانی قرار بده که نیّت کردند. اولاً شما می­دانید که نیّت یک خواست قوی است؛ یک کشش است؛ یک انگیزه­ و انگیزش قوی در درون انسان است که اگر مانعی سر راه انسان ظهور نکند، قطعاً به عمل منجر خواهد شد؛ نیّت تمایل نیست؛ نیّت علاقه­ی ضعیف نیست؛ نیّت انگیزه است؛ آن چیزی که انسان را برمی­انگیزاند. خدایا ما را از کسانی قرار بده که نیّت کردند و در پی آن نیّت دست به عمل زدند؛

ادامه دارد...

بخشی از سخنان استاد مهدی طیب در جلسه ی اهل ولا


موضوعات مرتبط: ماه مبارک رمضان، سخنان استاد مهدی طیب
برچسب‌ها: دعای شب اول ماه رمضان, دعای امام جواد علیه السلام, ماه رمضان, اللهم اجعلنا ممن نوی فعمل
[ چهارشنبه 11 تیر1393 ] [ 11:20 ] [ هوادار کوی او ] [ ]

خدای متعال جز آن چیزی که بیشترین میزان مصلحت را برای بندگانش دربردارد هیچ چیزی برای بندگانش پیش نمی­ آورد. چه در امور مادی­مان، چه در امور معنوی! امور مادی را الحمدلله رفقای جلسه هاضمه­ ای پیدا کرده­ اند که بتوانند تلخ و شیرین را یکسره به عشق ساقی سر بکشند.

گفت:

به درد و صاف تو را کار نیست دم درکش           که هر چه ساقی ما ریخت عین الطاف است

فقر و غنا، بیماری و سلامتی، شهرت و گمنامی، قدرت و ضعف، ثروت و فقر، همه را یکسره سر می­ کشند. ان­شاءالله این وادی طی شده است. امّا می­خواهم بگویم در جنبه­ های معنوی هم همین نگاه را داشته باشید. در جنبه­ های معنوی هم به خدا و مقدّرات الهی حسن ظن داشته باشیم؛ بدبین و بدگمان نباشیم. آنچه که نصیبمان شده است را ارزیابی مثبت کنیم؛ با نگاه مثبت به آن نگاه کنیم. بدبینانه نگاه نکنیم. عبادتمان، طاعتمان، معرفتمان، حالاتمان را یک­ وقت به پای خودت می­خواهی بنویسی؛ هر چه می­خواهی بد بگویی جا دارد. امّا یک­ وقت می­ خواهی بگویی این عطای خدا بود؛ خدا بود که توفیق این نماز را داد؛ هنر من نبود. خدا بود توفیق این سجده را به من داد؛ خدا بود توفیق این ذکر، این مناجات و دعا را به من داد. اگر خدا داد باز هم می­توانی بگویی بد است؟ تا وقتی پای خودت می­ نوشتی هر چه می­گفتی من کاری نداشتم. از آن هم که می­گفتی هزار مرتبه بدتر بود. امّا حال که فهمیدی خدا داد؛ من این وسط چه کاره­ ام. باز هم می­توانی بگویی این نماز بد بود؟ خدا چیز بد می­ دهد؟ به عبادتت هم خوش­بین می­شوی. به طاعتت هم خوش­بین می­شوی. به حالات معنوی­ات هم خوش­بین می­شوی. هم در جنبه­ های ظاهری یک روحیه­ ی شاد پیدا می­کنی و کیفت به راه است. نگاهت می­کنم اصلاً خنده از لبانت برنمی­ خیزد. چشمهایت برق شادی می­زند. نشان می­دهد که از ربّ خودت و از مدبّر امور خودت راضی هستی. حالاتت نشان می­دهد.  


موضوعات مرتبط: معرفی چند کتاب، دنیا و آخرت، سخنان استاد مهدی طیب
برچسب‌ها: مصلحت بندگان, به درد و صاف تو را کار نیست, خوش بینی, مقام رضا, استاد مهدی طیب
[ دوشنبه 28 بهمن1392 ] [ 22:58 ] [ هوادار کوی او ] [ ]

 دیروز خواهرم بچه­ ی دو ماهه اش رو برده بود دکتر. دکتر برای معاینه سلامتیش دستاشو گرفت، اگر  سیدعلی آقا تلاش می­کرد برای بلند شدن و خودش رو بالا می­کشید یکی از نشانه­­ های سلامتیش بود. الحمدلله که خوب بود. اما این موضوع باعث شد خدا توفیق فکری رو ایجاد کرد که بارها بارها خدا دستم رو گرفته تا بلند بشم من به جای تلاش خودم رو شل­ تر کردم؛ خدایا واضحه که بیمارم؛ ببین چقدر دستم رو گرفتی و بلندم کردی باز هم هیچ تلاشی نکردم! یا طبیب من لا طبیب له مداوایم کن که بس ناجوانمردانه بیمارم


 


ومن الله التوفیق...


موضوعات مرتبط: دنیا و آخرت
برچسب‌ها: نشانه سلامتی, بیماری, طبیبی جز خدا نیست, علی آقا
ادامه مطلب
[ یکشنبه 3 شهریور1392 ] [ 23:48 ] [ هوادار کوی او ] [ ]
خدای وهّابیّون، خدای مجسّم است

خدای وهابیون، خدای مجسم است

جمعه - ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸  

فاطمه مهردادیان: درحالی وهابیون عربستان، شیعه را به علت توسل به اهل بیت(ع) و استشفاع متهم به شرک می‌کنند که عقاید سخیف آنان درباره تجسم خدا، جسمیت یافتن خدا در قیامت و حتی برای خدای یکتا چشم، ابرو، پا، ران و پیراهن قائل شدن، نشان از بی‌اعتبار بودن این فرقه دارد. 

استاد مهدی طیب، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در گفت‌وگو با همشهری جمعه، وهابیت را فرقه‌ای می‌داند که از آغاز با اهداف استعماری و برای شیعه ستیزی به عنوان تنها مذهب پویای دنیای امروز، به وجود آمده است.

وی معتقد است هرچند هجوم فرقه وهابیت به همه جهان اسلام است، اما اختلافات بنیادین این فرقه با اهل تسنن مسکوت گذاشته شده و تمام پتانسیل موجود برای شیعه‌ستیزی به‌کار گرفته شده است‏، چنانکه زمانی فرمان ویران کردن شهر کربلا صادر شد و پس از آن بقعه‌های قبرستان بقیع به فتوای علمای وهابیت ویران شد و امروز بقیع بدون بقعه از چشم زائران هم مخفی شده است...گفت و گو با طیب را می خوانیم.

  •  بنیانگذار فرقه وهابیت کیست؟

ابن تیمیه با سود بردن از طرز تفکر اعرابی‌گری و برداشت نادرست از دین و اعتقادات اسلامی، مبانی تئوریک وهابیت را پایه‌گذاری کرد و شاگردان او مثل ابن‌قیم جوزی آنرا دنبال کردند؛ اما تدوین تئوریک وهابی‌گری و به تعبیری سلفی‌گری در سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۰۶۰ توسط محمدبن عبدالوهاب انجام شد که شخصیت وی مانند میرزا علی‌محمد باب موسس فرقه بابیت در ایران و غلام احمد قادیانی موسس فرقه قادیانی در پاکستان، که هردو دست نشانده استعماربودند. او فردی جاه‌طلب‏، مغرور و به تعبیر مستر همفر جاسوس انگلیس، دارای عقده‌های روانی بود.

  •  چگونه افکار وهابی‌ها در عربستان منتشر شد؟

پس از نشر افکار عبدالوهاب در عربستان (سرزمین نجد) و مشرک خواندن مسلمانان، سنی‌ها شروع به نفی و رد افکار وی کردند تا آنجا که تصمیم به کشتن عبدالوهاب گرفتند و پدرش او را رسماً طرد کرد

اما پس از مرگ پدر، محمدبن عبدالوهاب با عرضه افکار خود به محمدبن سعود از خاندان آل سعود برای استفاده از موقعیت مالی و نظامی محمد‌بن‌سعود، افکار خود را به وی عرضه کرد. محمدبن‌سعود نیز در پی ایجاد جریانی بود که توسط آن موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را استحکام ببخشد. لذا این دو با یکدیگر متحد شده و حمایت آل سعود از افکار وهابی به صورت رسمی آغاز شد.

  •  با وجود حمله وهابیت به کل جهان اسلام، چرا اهل تسنن برای نابودی آن متحد نشدند و وهابیت در میان برخی از اهل تسنن پیشرفت کرد؟

در قرون گذشته و حتی دهه‌های قبل، در جهان اسلام شیعه همواره در اقلیت بوده و حکومت در اختیار اهل تسنن قرار داشت. همین عامل محرکی بود برای این که علمای شیعی برای دفاع از عقاید خود در برابر حملات تریبون‌های حکومتی، به صورت جدی‌تری به بحث‌های کلامی پرداخته و در این مباحث قدرتمند شوند، اما اهل نسنن به خاطر قرار داشتن در موضع قدرت و حکومت در قرون متمادی در جهان اسلام، هیچ نیازی به اثبات حقانیت خود نمی‌دید. این سبب شد که اهل سنت در برابر هجوم شبهات اسلامی آسیب‌پذیر باشند. اطلاعات محدود و کم عمق توده مردم سنی باعث شد که وهابیت بتواند در میان گروهی از آنان نفوذ کرده و عقاید آنان را به وهابیت تغییر دهند.

از سوی دیگر وهابی‌گری که در دنیای شیعه به علت غنای کلامی و لطافت عاطفی که تشیع داشت، موفقیتی پیدا نکرده‌ بود‏، با پول کلان چاه‌های نفت و حمایت سیاسی دنیای غرب، به خصوص آمریکا، توانست در میان پیروان اهل تسنن نفوذ کرده و موفقیت نسبی حاصل نماید.

  •  اختلاف اصلی شیعه با وهابیت در اصول است یا فروع؟

به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید



موضوعات مرتبط: معرفی چند کتاب، دنیا و آخرت، سخنان استاد مهدی طیب
برچسب‌ها: تخریب بارگاه ائمه بقیع, ابن تیمیه, وهابیّت, خدای وهابیّت, اعتقادات سخیف وهابیون
ادامه مطلب
[ جمعه 25 مرداد1392 ] [ 0:6 ] [ هوادار کوی او ] [ ]
[ یکشنبه 6 مرداد1392 ] [ 23:5 ] [ هوادار کوی او ] [ ]

امام حسن مجتبی علیه السّلام:

تعجب‌ مى‌کنم‌ از کسانیکه‌ در غذاى‌ جسم‌ خود فکر مى‌کنند ولى‌ در امور معنوى‌ و غذاى‌ جان‌ خویش‌ تفکر نمى‌کنند شکم‌ را از طعام‌ مضر حفظ مى‌کنند ولى افکار پلید و پستى‌ را وارد  ‌ درروح‌ و روان‌ خویش‌  مى‌کنند. (بحار الانوار، ج‌ ۱ ، ص‌ ۲۱۸)

 میلاد امام حسن مجتبی علیه السّلام رو به محضر امام عصر ارواحنا فداه و تمام شیعیان تبریک عرض میکنم


برچسب‌ها: حدیثی از امام حسن مجتبی علیه السّلام, میلاد امام حسن مجتبی علیه السّلام
[ چهارشنبه 2 مرداد1392 ] [ 2:2 ] [ هوادار کوی او ] [ ]

از رسول خدا صلوات الله علیه پرسیدند شما چرا پیری زودرس پیدا کردید؟ حضرت فرمود: سوره­ی هود و واقعه و مرسلات و نبأ مرا پیر کرد


موضوعات مرتبط: حدیث، دنیا و آخرت
برچسب‌ها: حدیث, سوره واقعه, سوره هود, سوره مرسلات, سوره نبا
[ شنبه 1 تیر1392 ] [ 19:16 ] [ هوادار کوی او ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

یا حسین (ع)
امکانات وب